تله کزینی

تله کینزی چیست؟ تله کینزی توانایی حرکت دادن اجسام توسط انرژی روانی می باشد.تئوری که در ارتباط با تله کینزی وجود دارد که آن به وسیله میدانهای انرژی یا امواجانرژی روانی به میزان کافی متراکم شده اند باعث حرکت اجسام می شود.هر کسی به سعی و تلاش مناسب می تواند نیروی خود را تحت کنترل در آورده و مورد استفاده قرار دهد.همه افراد بطور ذاتی دارای نیروهای روانی و قدرت تله کینزی می باشد ما از همه قسمتهای مغز خود استفاد ه نمی کنیم.هر یک از ما از قسمت خاصی از مغز خود بیشتر استفاده می کند.برخی دیگر از ریاضیات منطق ورزش نویسندگی هر یک از این فعالیتها از قسمت خاصی از مغز استفاده می کنند.این مسیله در مورد نیروهای روانی نیز صادق است.همه ما هر کدام تاحدی از پتانسیل های روانی خود استفاده می کنیم.برخی از افراد فقط می دانند که چه وقت چیزی در حال وقوع است یا می توانند نتیجه یک حادثه را بهتر از دیگران پیشگویی کنند یا می توانند حس کنند که فردی را که ملاقات می کنند کاراکتر خوب یا بدی دارد.همه اینها نشان دهنده استفاده از نیروهای روانی می باشد هر کسی می توانند با تمرین مناسب تله کینزی را یاد بگیرد.تنها چیزی که مانع پیشرفت شما می شود باور نکردن خودتان است درست مانند بچه ای که می گوید “من نمیتوانم ریاضیات را یاد بگیرم اینکار غیر ممکن است”. پیشرفت در تله کینزی بسیاری از افراد می گویند من مدت زیادی برای انجام تله کینزی تلاش کرده ام اما هنوز نمی توانم آنرا انجام دهم علت این امر در اکثر موارد یکسان می باشد اغلب افراد فکر می کنند یک هفته تمرین مدت طولانی می باشد.افراد با استعداد ممکن است ظرف دو هفته آنرا بدست آوردند اما اکثریتما نمی توانند کمتر از چند ماه و شدیدچند سال به آن برسند.نکات زیر به شما کمک خواهند کرد که در مسیر درست تله کینزی حرکت کنید: ۱-  روزانه بمدت نیم ساعت و یا حداقل پانزده دقیقه مدیتیشن کنید«بجای مدیتیشن شما می توانید از سی دی هماهنگ کننده مغز تله کینزی که حاوی دو قطعه هر یک بمدت بیست دقیقه می باشد استفاده کنید.هر دوی آنها برای تقویت قدرت تله کینزی می باشد هر دو را امتحان کنید و هر کدام که برایتان مناسبتر بود بصورت روزانه و مدام با شرایط ذکر شده در راهنما گوش دهید. ۲- حداقل روزانه یکبار و در صورت امکان دوبار بمدت سی دقیقه تله کینزیرا تمرین کنید ۳-  بمدت یک هفته روی یکی از تکنیکهاتمرکز کرده و در صورتیکه از آن نتیجه ای نگرفتید روشهای دیگر را به تناوب امتحان کنید ۴- راحت باشیدبه جای اینکه خیلی سخت بگیرید در مورد آن به عنوان یک آزمایش یا بازی فکر کنید اگر بیش از اندازه تلاش کنید خودتان را خسته می کنید و به جایی نمی رسید. ۵- دست از تلاش بر ندارید ۶- به خودنان نگویید که نمیتوانیدآن را انجام دهید چرا که شما میتوانید. ۷- باور داشته باشید.

هیپنوآنالیز

گروه کثیری از درمانگرانی که به وسیله هیپنوتراپی درمان می کنند روانکاو بوده و به تئوری های روانکاری پای بند هستند اینان تکنیک ها و کاربردهای درمانی هیپنوتیزم را با تئوری های روانکاری در آمیخته و براساس ارتباطی که بین ایندو برقرار ساخته اند به روان درمانی می پردازند. هیپنوتراپیست ها روانکاو در این مورد اتفاق نظر دارند که آنالیز به وسیله هیپنوتیزم، نوعی صرفه جوئی در زمان و عدم اتلاف وقت است و این تسریع در حالی است که از نظر کیفی غالباً و نه همیشه ، نتیجه بهتری به دست می آید. در هیپنوآنالیز برخی از عوامل مخل که صرف انرژی زیادی از جانب درمانگر را می طلبند، تأثیر خود را از دست می دهند. به عنوان مثال در جریان روانکاوی، نگاه ، حرکات و حالات چهره ، حرکات دست و پا و حرکات بدنی ، تن صدای روان درمانگر و بار عاطفی که فرد مراجع از آن استنباط می کند موجب جلب توجه او می شود و تمامی اینها در جای خود بر جریان روانکاری موثر واقع می شوند و تداعی های نامربوط با جریان روانکاری را موجب می شود. لازم به تذکر است مواردی وجود دارند که هیپنوآنالیز آنها ، نتیجه ندارد و در این صورت فقط شیوه های سنتی و کلاسیک روانکاوی می تواند مفید واقع شود. علاوه بر این مسئله ای باعث می شود آنالیز در شکل کلاسیک و سنتی خود پر ثمرتر باشد. و آن مقاومتی است که فرد تحت هیپنوز از خود نشان می دهد و به طور خودآگاه و ناخودآگاه یک سیستم درونی برای حفاظت و سانسور می گمارد که در مواردی نیز با حساسیت بسیار زیاد و با سؤظن عمل می کند.

اما روانکاوی نیز عاری از برخی پیامدهای منفی ناخواسته نیست مهمتر از همه زمانی است که روانکاو حرکتی کند که بیمار آن را به خستگی ، عصبی بودن ، بیزاری، و وجود احساسات دیگر در روانکاو نسبت دهد. در چنین پنداشتها و برخوردهائی است که سوء تفاهم ها مشکلاتی بوجود می آورند و جریان روان درمانی را کند یا به کلی مسدود می سازند، پس ، از امتیازات هیپنوآنالیز این است که برخی از عوامل مخل محیطی در جریان روانکاوی وجود ندارند و یا به میزان اندکی در جریان طبیعی آنالیز دخالت می کنند. آنالیز سنتی نیز برخی جنبه های منفی هیپوآنالیز را که نمونه ای از آن ذکر شد ندارد.

از دیدگاهی آنچه که یک بیمار اضطرابی و نوروتیک را قبل از هر چیز وامانده ساخته و به تدریج به زانو در می آورد و او را از درک و تحلیل علل و ارتباط های شکل دهنده مشکل او باز می دارد رویاروئی و مواجهة او با کلیت مشکل است. فرد توان مواجه با اجزاء مشکل را از دست می دهد و واکنش اضطرابی خود را به عنوان مشکل قلمداد می کند حال آنکه واکنش اضطرابی و نوروتیک، خود معلول انگیزه و محرکی دیگر است.


ادامه نوشته